صبورى / ناصح / ظهير
ديباچهء مصحح 17
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )
شايد بتوان منابع تاريخى روزگار صفويان و پس از آن را كه دربارهء سيستان آگاهىهايى ارائه مىدهند ، به دو بخش تقسيم كرد . بيشترين منابع تاريخنگارى ، منابعىاند كه رويدادهاى سيستان را از چشم مجلسنويسان و وقايعنگاران پايتختنشين ارائه كردهاند . نمونههاى ارائه شده ، بخشى از گزارشهاى چنين مورّخانى است و چنان كه آمد ، اين مورّخان در پيوند با مسئلهء شرق صفويان به سيستان توجّه مىكنند ، اين روند تا سالهاى پايانى عصر صفوى مسئلهء شرق صفويان را از ديدگاهى ديگر مطرح مىسازد . گرچه در اين سالها مسئلهء ازبكان تا اندازهاى آرام گرفته بود امّا دشوارىهاى جديدى ايجاد شد و دولت صفوى با مسائل تازهاى رويارو شد . در سالهاى 1107 ق / 6 - 1695 م تا 10 - 1109 ق / 1698 م ميان مدّعيان قدرت در ماوراء النهر درگيرى داخلى بالا گرفته بود و دولت صفوى كه از ديرباز پيوندهايى با خانهاى اين منطقه ، به ويژه خوارزم داشت « 1 » ، در سال 1106 ق / 5 - 1694 م درصدد لشكركشى به خوارزم نيز برآمد « 2 » . در اين سالها سراسر مرز شرقى ايران صفوى دچار آشفتگى شده بود . شاه سلطان حسين ( 1105 - 1135 ق / 1694 - 1723 م ) كوشيد با گسيل لشكريان ، بلوچان را آرام كند « 3 » . ازاينرو ، مسئلهء جديد دولت صفوى در شرق ، ناآرامىهاى ايجاد شده توسّط بلوچان و پس از آن قندهاريان شد . بنابراين ، در گزارش مورّخان اين روزگار ، نام سيستان در پيوند با اين ناآرامىها به ميان مىآيد . نصيرى ، مورّخ روزگار فرمانروايى شاه سلطان حسين ، به هنگام گزارش رويدادهاى سالهاى 1105 ق / 4 - 1693 م و 1106 ق / 5 - 1694 م و تصميم دولت صفوى براى آرام كردن بلوچان ، اشارههايى به مناطقى از بلوچستان مىكند كه بنابر آگاهىهاى كنونى در ديگر گزارشهاى مورّخان عهد صفوى اشارهاى بدان نشده است . وى نام سرزمينها و طايفههاى بلوچ و سيستانى مانند نارويى ،
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به : عالمآراى عبّاسى ، جلد 2 ، صص 463 - 468 . ( 2 ) . محمّد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى ، دستور شهرياران ( سالهاى 1105 تا 1110 ه ق پادشاهى شاه سلطان حسين صفوى ) ، به كوشش محمّد نادر نصيرى مقدم ، بنياد موقوفات دكتر محمود افشار ، تهران 1373 . ( 3 ) . همان ، ص 64 .